تغییر گاهنامه حوالی هلال

به اطلاع مخاطبین گرامی می رساند آدرس گاهنامه حوالی هلال به نشانی زیر تغییر کرده است.
علاقمندان و دوستان در صورت تمایل می توانند به نشانی زیر رفته
و از مطالب حوالی هلال دیدن نمایند. با سپاس فراوان

http://havali-helal.blog.ir 

به آستان بلند پزشکان داوطلب

برخی اوقات در گوشه کنار شهر، آدم هایی زندگی می کنند که در عین گمنامی، کارشان آنقدر هویداست که هرچه قدر هم بخواهی مخفی کاری کنی، مثل نور خورشید از پشت ابر متجلی می شود و تصویر زیبایی را می سازد که چشم هر بیننده ای را به خود جلب می کند. کار خیر انسان های نیکوکار هم، همین گونه است. هرچه قدر می خواهند کارشان را پنهان کنند، دست آخر مشخص می شود شکم گرسنه ای که سیر شده و در خانه اش صدای خنده می آید و یا شهریه دانشگاه دانشجوی فقیری پرداخت شده که بدون دغدغه، شاگرد ممتاز کلاسش می شود و ...

داوطلبان جمعیت هلال احمر از این تبارند. در میان داوطلبان اما، کسانی دیگر هم هستند که شاید در کسوت پزشکی باشند لکن عاشق اند؛ عاشق مردم؛ عاشق کمک به مردم و می دانیم که سبب عشق به مردم، عشق به خداست...
بارها پزشکان و پیراپزشکان داوطلبی را دیده یا شنیده ایم که در کاروان های سلامت، لبخند یک بیمار نیازمند را به هزاران اسکناس رنگ رنگ ترجیح داده و از فضای آرام و به دور از دغدغه مطب فاصله گرفته و به بوی کاه و دیوار گلین و لباس های ساده یک روستایی دل بسته اند.
پای صحبتشان که بنشینی، از صمیم جان آواز عشق و عاشقی سر می دهند و از ساحل نجات این خدمت می گویند: آنات کمک به دیگران آنقدر دل انگیز است که سرشاری آن برای یک پزشک همیشگی است، وقتی به درد یک بیمار توجه کنی و او را نجات دهی، انگار پرواز می کنی، گویی روی ابرها راه می روی، سبک می شوی؛ سبکبال...
هنگامی که کسی در حال مرگ است و به او کمک می کنی، انگار خودت هم متولد می شوی و یک داوطلب واقعی، هیچ وقت از کمک به دیگران دست برنمی دارد. حتی اگر انگشت کسی دچار جراحت شده یا شکسته شده باشد و تو آن را پانسمان کنی، واقعاً لذت می بری. احساس پاکی می کنی و این حس با هیچ حسی قابل مقایسه نیست.
سخن در مورد نازنین جانانی است که سودای نام و نان ندارند و در راه بشردوستی گام می نهند؛ وتو خوب می دانی که در جاده لایتناهی خدمت به هم نوع مستمند، نمی توان این گونه اندیشید. روی سخن پیش رویِ خوبانی است که حضورشان اشارتی است پیامبرگونه که شاید دردمندی به دستانشان، دخیل بسته باشد!
خدمات ارزنده این پزشکان ایثارگر و از جان گذشته در عرصه سترگ فعالیت های نهضت بین المللی صلیب سرخ و جمعیت هلال احمر بر همگان هویداست و کیست که جز با نگاهی فراخ به آن ننگرد آن جا که کلاه عقل آدمی از سر می افتد. این روز بزرگ که به یاد پزشک و فیلسوف والامقام ایران زمین ـ شیخ الرئیس بوعلی سینا ـ  خوش مسما شده است بر همه پزشکان داوطلب هلال احمر مبارک باد که ایشان، فرشتگان نجاتی هستند که درد جسم بیماران را با روح بلندشان التیام می بخشند.

مصاحبه با هادی چعباوی امدادگر هلال احمر خرمشهر  

اشاره: از امدادگری که صحبت می کند، بدون حیا اشک می ریزد و احساس می کنی که سبک می شود. انگار او را فقط و فقط برای امداد آفریده اند. یکی از بهترین های اخلاق در بین امدادگران استان خوزستان است که 11 سال است به صورت مستمر با هلال احمر خرمشهر همکاری نموده است. در نگاه اول، دوستدارش می شوی و مهرش به دلت می نشیند چرا که ادب را در رفتار و کردار به نهایت رسانده است. تلاشگری و تکاپو در عین آرامش از صفات جالب و ستودنی او محسوب می شود. می گوید کفنش پرچم هلال احمر است و حضور در جمعیت را بالاترین افتخار عمرش می داند. داستان زندگی هادی چعباوی با جمعیت هلال احمر حکایت ها دارد که در زیر به گوشه ای بسنده کرده ایم:

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

مهربانیِ سرشار!

نمی دانم داستان زندگی تو چیست،
نمی دانم سرچشمه این جریان مواج و دائم از کدام دریای زلال است،
نمی دانم سرشت تو از چیست،
نمی دانم پیوند این جاری عاطفه به کجاست...
نمی دانم تو در هنگام امداد به چه می اندیشی،
نمی دانم که تو در زمان حادثه به کدامین افق می نگری،
نمی دانم...

****

اما خوب می دانم که قلبت برای کمک به همنوع می تپد!
خوب می دانم که ایثار، سرلوحه کارهای توست!
خوب می دانم که رنگ از رخسارت پر می کشد اگر گرفتاری یک دردمند را بنگری!
خوب می دانم که تو در اوج نیاز خود، فداکارانه به رفع نیاز یک سائل می اندیشی!
و خوب می دانم که افق نگاه تو در زمان امداد، رو به آستان مهربانترین مهربانان است؛
جایی که مهربانیِ سرشارت به آن جا پیوند خورده است.

****

همسان همه کسانی که زنده ی نجاتگری تو هستند، دوستت دارم...
و تو را می ستایم که قدم در راه سترگ خدمت نهاده ای.
قدمت مبارک...     

یک نکته لطیف!

همیشه شنیده ایم که: بشردوستان هلال احمر، جوانان بشر دوست، حرکت انسان دوستانه، منش انسانی، بشردوستی، فعالیت بشردوستانه، نوع بشر و ... و تعابیری با همین مضمون.
هوا گرد و غباری باشد، آسمان صاف باشد، بارندگی باشد، طوفان باشد، هوا بی خیال باشد، همیشه و همیشه این مهربانان هلال احمری برای جوابگویی  حاضر و آماده هستند. با همه حاشیه هایی که بر این جمع نازنین مترتب هست، ولی این خدمات هماره وجود دارند و هیچگاه تعطیل نمی شوند. دوستی می گفت یکی از اعضاء در شبکه اجتماعی "ماه نو" سازمان جوانان خطاب به یکی از مسئولین رده بالای جمعیت این گونه گفته است که چون در جمعیت هلال احمر همه اصول هفتگانه به صورت عکس وجود دارند، بهتر است این نهضت را تعطیل کنید بلکه همه اعضاء هم نفس راحتی بکشند.
با همه این اوصاف من می گویم این صفت بالنده و سترگ بشردوستی است که باعث شده این جوانان و امدادگران در هر شرایطی از خود گذشته و به دیگران و خدمت به آن ها برسند که جای بسی خوشبختی است.
و این، نکته قابل توجه و بسیار مهمی است که مسؤولین محترم! باید بدان التفات بیشتری داشته باشند.

گفتگو با محمد یعقوبوند پاپی نجاتگر شهرستان اندیمشک

اشاره: معمولاً پایگاه های امداد جاده ای ورودی استان ها از پرکارترین پایگاه ها هستند و کسانی که در این فضاها کار می کنند، از برترین امدادگران هر استانند. حجم بالای حوادث، استراتژیک بودن مکان، رفت و آمد زیاد و ... باعث شده که مردم و مسئولین انتظار بیشتری از امدادگران این پایگاه ها داشته باشند. در این بین پایگاه امداد و نجات بین شهری حسینیه هم مصداق بارز این قضیه است و امدادگرانش یک به یک قوی، سرآمد، مسلط و در کار خود خبره اند. اما صحبت امروز ما در مورد یکی از امدادگران این پایگاه است که 17 سال است که به خدمت مردم در هلال احمر می پردازد. عاشق هلال احمر است و آرم هلال  برایش سرخوشی و سرشاری می آفریند. نجاتگر دوم اندیمشکی که در کارنامه اش، مربیگری امداد و کمک های اولیه و پیشاهنگی را دارد و خود را مدیون هلال احمر و کارهایی می داند که در آن انجام داده است. گفتگوی ما را با محمد یعقوبوند پاپی را بخوانید.  

 

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

در امتداد ایثار...

مدال پاکباختگی را بر سینه تو آویخته اند
تندیس ایثار و فداکاری را بر لوح دلت حک نموده اند
تو که هماره در تکاپوی خدمت به خلق خدایی
و این اندیشه والای توست که در افق بلندش، دیگر گونه ای جز خدمت یافت نمی شود!
قبای از خود گذشتگی را بر قامت رسای تو نشانده اند
آنجا که چون هلال، به وقت امداد خمیده می شوی!   

***

ای امدادگر!
از تبار عشقی
و سرخوش از شهدِ چون عسلش! 
و از اهالی فردوس برین
و اگر بگویم فرشته ای، سخن به گزافه نگفته ام
که فرشته سان، همه وجودت
وقف یاری به دگران است...
تو که پرتو حسنت بر تمام عالمیان هویداست
و تابندگی اش، چشم هر بیننده اهل معرفت را به خود جلب می کند

***

ای سرشار از حادثه عشق
ای امدادگر!

مصاحبه با یعقوب کعب عمیر،امدادگر پایگاه شهید علی چعب اهواز

برخی اوقات با افرادی آشنا می شوی که دارای خصلت هایی انسانی اند که درخشش آن ها تو را به شدت جلب و جذب می کند و به قول خودمان می گویی که مهرشان در دلت افتاده است. اگر دلت برای دیدن این افراد تنگ شده است، چند تن از این دست آدم ها را می توانی در پایگاه امداد جاده ای شهید علی چعب پیدا کنی. اعضای ثابت پایگاه که اکثراً برادر و عمو زاده هستند و در استان خوزستان به "شیران چعب" معروفند، از بهترین های نجات و رهاسازی در جاده به حساب می آیند. این شیران پرآوازه و متواضع، هم در اخلاق زبانزد هستند و هم در امداد. "یعقوب کعب عمیر" یکی از این هاست که حدود 12 سال است جاده اندیمشک ـ اهواز را رها نکرده است. لبخند همیشگی اش، او را به چهره ای محبوب در میان هم دوره ای هایش بدل ساخته است. با وجود سن پایینش، تجربه ای فراوان را به خصوص در جاده، در طول این سال ها برای خود رقم زده است و به گفته خودش جاده و او دو یار جدانشدنی، دو همسر، دو دوست و دو رفیق شفیق اند.گفتگوی مرا با وی بخوانید.

 

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید

 

 

ادامه نوشته

به بهانه هفته صلیب سرخ و هلال احمر

اردیبهشت هر سال، یادمان تلاش ها، مجاهدت ها، ایثارگری ها و خدمات خالصانه انسان هایی است که دل در گرو لبخندی بسته اند که از کنه وجود آسیب دیدگانی تراوش می کند که به یکباره زندگی از کف می دهند و بی آنکه بخواهند، دست روزگار تقدیری تلخ را برایشان رقم زده است.

هفته صلیب سرخ و هلال احمر، هفته گرامیداشت خوبی ها، هفته پاسداشت نیکی ها، هفته یادآوری ارزش های والای انسانی برای کسانی است که در وجودشان هنوز بشردوستی متبلور است. این روزها، روزهای احیای هفت شعار اساسی نهضت بین المللی صلیب سرخ و هلال احمر یعنی بی طرفی، بی غرضی، بشردوستی، یگانگی، استقلال، جهانشمولی و خدمات داوطلبانه است که بر اصحاب و اعوانش مبارک شده است.

تلاش اهالی نیک اندیش جمعیت هلال احمر در جهت تسکین آلام بشری، ایجاد صلح و دوستی و تفاهم بین ملت ها و حمایت از زندگی و سلامت انسان ها، بر همگان هویداست که این انسان های آزاده و نیک آیین، جز به خدمت فکر نمی کنند و دغدغه ای ندارند؛ همانان که باورشان با بشردوستی بارور شده است. 18 اردیبهشت، روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر بر همه کسانی که به نوعی به هلال احمر تعلق خاطری دارند، مبارک باد.

بدون شرح!

گزارش تصویری

تشییع و خاک سپاری استاد حمید مجدمی

ادامه نوشته

رستاخیز!

خبر کوتاه بود. استاد حمید مجدمی درگذشت...
برای هیچ کس قابل باور نبود. تعدادی از دوستان نزدیکش، خود را به بیمارستان رسانده بودند و اشک آلود بر سر و سینه می زدند. به دنبال راهی برای تخلیه خود می گشتند؛ چون این درس را از استاد خویش فرا گرفته بودند که عدم تخلیه روانی همان مرگ خاموش است برای امدادگران ولی از این گریه و زاری و آه و فغان ره به جایی نمی بردند و سبک نمی گشتند. خوب می دانستند دست روزگار این بار گلی نازنین را چیده است. پیر مرادشان، ریش سفیدشان، سنگ صبورشان، سبب وصلشان، آرام جانشان و مایه امیدواریشان به خواب ابدی رفته بود. آن هم در یک خواب آرام!

مطلب کامل را در ادامه مطلب بخوانید

روز 18 اردیبهشت _ روز جهانی صلیب سرخ و هلال احمر

 

ادامه نوشته

تقدیم به ایثارگر فرهیخته استاد حمید مجدمی

نه لب گشایدم از گل، نه دل كشد به نبید
چه بی نشاط بهاری كه بی رخ تو رسید

نشان داغ دل ماست لاله ‎ای كه شكفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید

بیا كه خاك رهت لاله‎زار خواهد شد
ز بس كه خون دل از چشم انتظار چكید

به یاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینه جویبار گریه‎ی بید

به درد ما كه همه خون دل به ساغرهاست
ز چشم ساقی غمگین كه بوسه خواهد چید 

چه جای من كه در این روزگار بی فریاد
ز دست جور تو ناهید بر فلك نالید

گذشت عمر و به دل عشوه می‎خریم هنوز
كه هست در پی شام سیاه صبح سپید

كه راست درین فتنه‎ها امید امان؟
شد آن زمان كه دلی بود در امان امید

 صفای آینه خواجه ببین كزین دم سرد
نشد مكدر و بر آه عاشقان بخشید

زنده ی جاوید!

از فرقت آن دلبر، دردی ست در این دل
آن داروی درد دل و آن چاره ما کو؟

به یاد ایثارگر فرهیخته و امدادگر مهربان
ـ استاد حمید مجدمی ـ که دمی از آنات عمرش را
بی دغدغه خدمت نگذراند...
یادش گرامی و راهش پر رهرو.

 

به فاتحه ای میهمانش کنیم...

 

به یاد حاج حمید...

مراسم تشییع:

ساعت ۱۵ روز ۱۸ اردیبهشت

از هلال احمر خوزستان به سوی کوروش (فاز۴)

مسجد امیرالمومنین(ع)

به سوی بهشت آباد قطعه یک

هیچ!!!

استاد حاج حمید مجدمی درگذشت...

با آشنایان دور و نزدیک زندگی!

 

تا چشم کار می کند، انسان هایی آزاده را می بینی که دل در گرو سلامت همنوعان خویش داده اند و تمامِ قامتشان با حس بشردوستی قیامت شده است! جذر و مد خاضعانه انسان هایی را نظاره می کنی که بی دغدغه نام و نان، در پی فرونشاندن امواج سهمگین حوادث هستند؛ آن جایی که زندگی و سلامت انسان ها درخطر می افتد...
این روزها، روزهای سبز و خوشایند نوروز است. روزهای سبزی و سرسبزی و طراوت. روزهای خانواده، روزهای کوه و دشت و دمن. روزهای خوب زندگی در دامان زیباترین جلوه های ایزد متعال که بهره آن را برای بشریت قرار داده است. اما در جایی دیگر، تصاویر زیبا و دل انگیزی نیز وجود دارد که همگان از دیدن آن عاجز و ناتوانند. مگر چشم تیزبین و حقیقت نگر که می تواند این صحنه های بی بدیل را رصد کند.
در آن سوی زیبایی های طبیعت که مردم را سرخوش می کند، حوادثی در کمینگه انسان هاست که اگر خوب بنگری، می توانی به اهمیتشان پی ببری. در مقابل این حوادث، انسان هایی از خود گذشته هستند که سد راه می گردند از برای به عینیت رساندن شعاری با مسما به نام کاهش آثار بلایا و اینان همان آشنایان دور و نزدیک زندگی ما یعنی امدادگران اند.
نوروز، زمانی است که مردم به استراحت می پردازند و به دور از گرفتاری های روزمره و بی اندیشه برای گذران اداری روزگار به تفرج می پردازند و در کنار خانواده شادند و آرام. در همین روزهای قشنگ خدا، این امدادگران اند که بی هیچ چشمداشتی، لحظات دل انگیز بهاری را به خدمت خلق می گذرانند و ساعت های طاقت فرسایی در جاده ها، به انتظار قدمی برای نجات جان انسان ها سپری می کنند و دعای همیشه قلب پاکشان، این است که خدایا این سفر را بی خطر بساز... آمین.

به مناسبت سیزده بدر!

قسمت دوم:

قصد من از نوشتن این روایت، خنداندن مخاطبین گرامی نیست. دلیل اصلی برای نگاشتن این سطور، واکاوی یکی از مشکلات سازمانی در کشور ما و به تبع آن جمعیت هلال احمر است. تصور برای بشردوستیِ بیش از حد، شده یک مالیخولیا و از آن بدتر، تفکر در مورد اینکه جمعیت ما باید در هر عرصه ای سرکی بکشد، یک بیماری مسری است که از مدیری به مدیری دیگر می رسد.
و البته این قضیه حتی در مدیریت خانه ها و منازل ما ما هم وجود دارد. فکر می کنیم باید در هر موردی نظر بدهیم حتی اگر به ما هم مربوط نباشد. در مجموع در تشخیص ارتباط قضایا و مسائل با خود کمی ضعیفیم.
شاهد این مثال را می توان به کرات در برنامه های سازمان های چندگانه جمعیت یافت. مدیران و برنامه ریزان این سازمان ها، هیچ عرصه ای را از فعالیت های خداپسندانه! و  بشردوستانه بی نصیب نگذاشته اند؛ گویا خداوند ما را خلق فرموده تا فقط و فقط ما! مشکل گشای خلق باشیم و در هر عرصه ای حتی چهارشنبه سوری هم تلاشی و همی بنماییم و البته همه ی ما می دانیم که تمامی این کارها فقط برای رضای خداست!
بیچاره از دل مجریان محترم این پروژه های خدایی!
***

ناگفته نماند در همین سازمان ها هم می توانی طرح هایی را ببینی که در نوع خود بی نظیر و بی بدیل هستند. یکی از این طرح ها، طرح فرشتگان رحمت است که این جا مجالی برای توصیف آن نیست. یا طرح مداخلات روانشناختی جوانان در حوادث یکی از برنامه های خوب یکی این سازمان هاست. 
***

به نظر نگارنده متولیان این سازمان ها، به هر طریق ممکن سعی در حفظ و بقای خویش دارند و با این طرح های 21 روزه می خواهند تأثیری اگرچه اندک در سیستم سازمان داشته باشند. همچنین اگر تمام کاستی های طرح های متنوع سازمان ها که نمی توان از آن ها چشم پوشی کرد، اصلاح شوند، آیا می توان اطمینان داشت که پس از تغییر مدیریت کلان سازمان، این طرح ها به حیات خویش ادامه می دهد؟ آیا می دانیم که این طرح ها از ابتدا تا کنون چه میزان هزینه برای خود و اصحابش! صرف نموده است؟ و چه پرتعداد بوده اند طرح هایی که شروعی طوفانی داشته اند و نزولی سریع! با این همه نمی توان به طور قاطع از مانایی این پروژه ها مطمئن بود، پس...

یکی دیگر از دلیل های ایجاد برنامه های موازی درون یک سازمان، ضعف مدیریت کلان سازمان است. بسیاری ـ اصلاح می کنم ـ برخی از مدیران محترم به صورت فرمایشی منصوب شده اند و درک درستی از آرمان ها و اهداف سازمان ندارند و حتی با برنامه های سابق مجموعه آشنایی ندارند چه رسد که تسلط داشته باشند.
از این هولناک تر عدم کار اجرایی این مدیران است که باعث مشکلات فراوانی از جمله مشاهده مستقیم و میدانی برنامه ها، عدم درک ازمسائل و مشکلات اجرای پروژه و حال مجریان اصلی کار، اصرار و الحاح زیاد و بی مورد بر اجرای طرح ها با وجود اشکالات فراوان شده است.
گویی این مدیران، سرآمد طراحی و برنامه ریزی فعالیت ها در سازمان هستند و معمولاً هم انتقاد پذیر!

آمار و اطلاعات مثبت!

سفرهای نوروزی مردم، هر سال، کم یا زیاد در سراسر کشور انجام می شود اما آنچه بیش از هر چیز در این روزها خودنمایی می کند دست و پا زدن مسئولان برای به اسم خود، تمام کردن نشاط مردم برای سفرهاست.

سالهاست که بحث آمار سفرهای مردم، کشته های جاده ای، تعطیلی مراکز گردشگری، خدماتی و پذیرایی، کمبود بلیت های حمل و نقل هوایی، ریلی و جاده ای و ... در نوروز هر سال، نقل محافل است و مسئولان، بخشهای مثبت آن را در بیلان کاری خود می گنجانند و منفی ها را به دیگران نسبت می دهند.
نوروز که می شود مسئولان تمام دستگاه هایی که در زیر عنوان «ستاد تسهیلات سفرهای کشور» دور یک میز می نشینند و از دی ماه هر سال برای نوروز سال بعد، برنامه ریزی هایشان را آغاز می کنند، ناگهان، هر کدام برای دیده شدن در جعبه جادویی، تا دیگر رسانه ها از یکدیگر سبقت می گیرند که آمارها و اطلاعات مثبت خود را ارائه کنند.
سفر، کلمه ای است که با نام سازمان دولتی میراث فرهنگی و گردشگری، گره خورده است و بی شک انتظار از این سازمان متولی، برای فراهم آوردن مقدمات و ملزومات سفرهای مردم، انتظاری نا به جا نیست، انتظاری که با تشکیل ستاد تسهیلات سفرهای کشور که 18 معاونت دارد قرار است برآورده شود معاونت هایی که شامل افرادی چون رئیس جمعیت هلال احمر، رئیس سازمان حمل و نقل جاده ای، رئیس سازمان هواشناسی، رئیس سازمان تعزیرات، رئیس اورژانس، پلیس راه کشور، دبیر جامعه هتلداران، رئیس انجمن دفاتر خدمات مسافرتی، مدیر روابط عمومی صدا و سیما و... می شود.
 
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید
ادامه نوشته

به مناسبت سیزده بدر!

قسمت اول:

چند سال پیش در حوزه جوانان خدمت می کردم. معمولاً طرح راهنمایی مسافرین نوروزی تا ۱۵ فروردین به طول می انجامید و در طول طرح مذکور، تمام امکانات، تجهیزات و نیروها درگیر و در خدمت طرح بودند تا تلاش برای کارآمدی و اثربخشی به اکمال برسد. در آن سال یک طرح ۲۱ روزه کافی بود تا اعصاب همه عوامل اعم از مسؤولین و اعضا را بر هم ریخته و روند اجرای طرح را دستخوش تغییر کند و این طرح هم از راه رسید.
طرح پاک سازی پارک های درگیر در سیزده بدر. مقرر شده بود که تعدادی از اعضای بیکار که روز استراحتشان هم فرا رسیده است به جای تفرج به همراه خانواده در این روز طبیعت، همراه با مقداری از کیسه های زباله سیاه رنگ! به پارک ها و در میان مردم رفته و پس از دعوت از خانواده ها به جلوگیری از  آسیب به طبیعت و تولید زباله زیاد، در جمع آوری زباله هایشان هم کمک کنند و به این صورت ایشان هم روز خوبی را در دامان طبیعت سپری نمایند. علاوه بر این یک خیمه نماز را در پارک ها برپا کرده تا فریضه نماز هم به جهت سرخوشی فراوان خانواده ها در دامان طبیعت به فراموشی میل نکند!
خلاصه هر چه گشتیم، جز ۲ نفر خسته ی کوفته که به تازگی از  پست برگشته بودند، کسی یافت نشد. این اعضای از جان گذشته با هزار خواهش و تمنا و دست بوسی و چاپلوسی راضی شدند که در معیت بنده حقیر به تعدادی از پارک ها رفته و این طرح را اجرا کرده و باز هم در راستای بشردوستی، طرحی نو دراندازند. 
مابقی داستان را احتمالاً می دانید. بگذریم...

تصمیم نو در سال نو!

به نظر شما بهترین تصمیم برای هلال احمر در سال جدید
و از سوی اعضای جمعیت چیست؟

لطفاً پاسخ خود را در قسمت "نظرات"مرقوم فرمایید.

پانویس ـ در حاشیه مردم داری!

مردم‌داری برای هر قشری به گونه‌ای خاص معنا دارد برای یك رهبر، برای یك خطیب‌، برای یك امام‌جماعت مسجد یا كاسب‌، رفتارهای خاصی می‌تواند سبب جذب مردم شود.

مطلب کامل را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

رمز فراموش شده!

۱- یکی از ضرورتهای اخلاق مسلمانی و معاشرت مکتبی، «مردم داری» است، یعنی با مردم بودن، برای مردم بودن، در خدمت دیگران بودن، شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن. همراهی و همدردی و همگامی و همخونی با دیگران و هر نام دیگری که بتوانی بر آن بگذاری، لیکن واقعیت، همه یکی است، یعنی خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن.
این، رمز و راز حیات اجتماعی یک مسلمان است و برای او «پایگاه مردمی» و برخورداری از رأفت و رحمت و مودّت و حمایت مردم را فراهم می آورد.
ماهی به آب زنده است و یک مسلمان اجتماعی، به حسن سلوک با دیگران.
باید دید چه چیزهایی و چگونه رفتارهایی و چه روحیّاتی این زمینه و موقعیت و پایگاه را برای انسان پدید می آورد؟ وقتی هدف یک مسلمان، خدمت بیشتر به همنوعان است، باید راه و رسم آن را هم آموخت. مردم داری، یکی از این رمزها است.

۲- مراد من از نگارش مطالب بالا، نصیحت و سفارش به دوستان عزیزم نیست. مدتهاست شاهدم که یکی از بهترین رمزهای ارتباط و معاشرت در هلال احمر رو به فراموشی رفته و کم رنگ شده است. این را می توان از جذب ضعیف، نگهداشت خفیف و دفع شدید اعضای داوطلب جمعیت دریافت. همیشه دیده ایم مقاطعی را که یک مسؤول در واحدی تعدادی عضو را جذب می کند و یک رابطه کاریزماتیک میانشان ایجاد می شود و پس از رفتن آن مسؤول به حوزه دیگری، اکثر آن اعضای محترم از مجموعه رخت می بندند! به همین سادگی.

۳- چند سالی است که پژوهش های مختلف میدانی در زمینه علل عدم نگهداشت اعضای هلال احمر انجام می شود و هنوز هم شاهد این هستیم که روز به روز از تعداد کسانی که چند صباحی را در کار خداپسندانه و بشردوستانه سپری کرده اند، کاسته می شود. البته هستند کسانی که دغدغه خدمت در وجودشان نهادینه شده و درهر صورت و به هرقیمتی که شده، همه نوع ناملایمات را تحمل می کنند تا دردی را از آلام جامعه بکاهند که اینان از بهترین های روی کره خاکی اند.

۴- بسیار شنیده ایم که برخی از همکاران هلال احمری ما با اعضای داوطلب جمعیت رفتار مناسبی نداشته و تا مرز بی احترامی و توهین هم پیش رفته اند. حتی اگر عضو داوطلب ما، خطایی را مرتکب شده باشد، ما اجازه بی احترامی به او را نداریم. هر انسانی علاقه‌مند است که دارای شخصیتی ارزشمند باشد و مورد تکریم و احترام دیگران باشد. بسیاری از اوقات انسان عملی یا رفتاری را نادرست می‌داند به همین جهت صاحب آن را مورد انتقاد و امانت قرار می‌دهد و به این وسیله احترام و شخصیت او را از بین می‌برد. بهترین راه اصلاح نقصها آن است که انسان ضمن آنکه احترام و شخصیت دیگری را حفظ می‌کند او را متوجه اشتباهش کند.
روزی امام حسن و امام حسین علیها‌السلام که در سنین کودکی بودند از محلّی می‌گذشتند به پیر مردی بر‌خوردند که مشغول وضو گرفتن بود، اما صحیح وضو نمی‌گرفت به پیر مرد گفتند ما دو برادریم و گفتگو داریم که وضو گرفتن کدامیک بهتر است؛ می‌خواهیم وضو بگیریم و تو در میان ما داوری کنی.
پیر مرد در حالی که خود را فردی بر‌تر و آگاه‌تر فرض می‌کرد با دقت به کودکان می‌نگریست تا آنکه هر دو وضوی صحیح را گرفتند؛ پیر مرد فهمید که وضوی صحیح را چگونه باید گرفت و آنگاه گفت:
وضوی هر دوی شما صحیح است و این من پیر مرد نا‌دانم که تا کنون وضوی صحیح را بلد نبودم شما به حکم محبتی که بر امت جد خود دارید مرا متوجه ساختید.

۵- در این روزهای قشنگ بهاری که در حال گذران طرح راهنمایی و امداد نوروزی هستیم، می توان عشق به خدمت بی منت را به کرات در جای جای کشور مشاهده نمود و به افرادی رسید که از خواب و خوراک و خانواده خود دست شسته و به خدمت خلق مشغولند. این سرمایه عظیم انسانی الهی را به راحتی و با یک کلمه ناخوشایند از دست ندهیم که با یک تفقد ساده می توان دلهایی را به دست آورد که خداییِ خدایی اند.

بهار آمد و تو نیامدی...

سال 91 هم نقطه انتهای خویش رسید.

به قلم احسان کوزه ساززاده| هر بهار نوید امیدواری است، امید به آنکه پس از هر زمستانی و در اوج ناامیدی دریچه ای از امید هنوز گشوده است و پایان هر شب سیه سفید است.
سفید چون قلب پاک امدادگران هلال احمری
سفید همچون نیت های خالصانه اعضای جمعیت هلال احمر
سفید چون موهایی که در آسیاب دنیا سپید نشده اند
سفید چون عمری پاک...
و چه زیباست امسال که با نام زهرای مرضیه آغاز شده است، با ظهور مهدی فاطمه مقارن باشد
...که بهار در بهار می شود و معنای واقعی بهار را آنجا لمس خواهیم کرد.
بهاری واقعی، بهار شکوفا شدن انسانیت ها، بهار مهربانی،
بهاری که در آن دوستی، صلح، صفا، عشق به مردم، محبت و دیگر خصایص نیک جای نامهربانی ها را خواهد گرفت...
خوش به حال آنانی که هر چه دارند را در دست گرفته اند
تا برای آنانی که ندارند هزینه کنند؛
محبت ها در دست، جان ها بر کف و می دانند
که در این دنیا جز نام نیک از آنان باقی نخواهند ماند.
آنان قلب بزرگی دارند، قلب هایی بزرگ با روح هایی متعالی در کالبد بدن.

همچون جوانان، امدادگران و داوطلبان جمعیت هلال احمر.

 


برگرفته شده از javanrcs.blog.ir

نوروز...

قرارسیدن نوروز باستانی ایران زمین که یادآور تمدن شگرف ان مرز و بوم کهن است را به همه مهربانان فداکار که وجود خود را وقف خدمت به همنوعان خویش نموده اند و به همه دوستان و ایرانیان سرافراز تبریک می گویم.
در سال نو آرزویم، تندرستی و بهروزی شماست. ایامتان به کام و نبضتان با دوام.

به بهانه آغاز طرح نوروزی امداد...

امدادگر، سرخ پوش روشن ضمیری است که با قامتی رعنا، قلبی خورشیدی، عزمی راسخ، گامی استوار، اراده ای آهنین و فکری به رنگ نور، حادثه را زمین گیر می کند و بنده وارسته ای است که شراب و شاهد و شمع و شبستان، می و مه و میخانه را همه در دوستی خدا و کمک به خلقش می داند.درود خدا بر سپید اندیشگان سرخ جامه ای که روحشان چون آب چشمه ساران، زلال و سیرتشان جز پاکی و صدق چیزی را در خویش جای نداده است.

به سوی ابدیت...

به تو که رسیدم...
تمام نیکی ها و خوبی ها را یافتم
به تو که رسیدم...
رود پر خروش عاطفه را دیدم که بر بستری از مهربانی به سوی ابدیت می شتافت
به تو که رسیدم...
درخشش قلب های رئوف را نظاره کردم که به یاد تن های رنجور می تپید...

***

تو که باشی...
انسان به انسانیتش افتخار می کند
تو که باشی...
نسیم محبت در زندگی هرکه نیاز به یاری دارد، می وزد
تو که باشی...
خورشید ایمان درخشان می شود، برای در راه ماندگان
و اعتماد به حیات سرشار می گردد.

***

با تو...
روح مجروحِ درماندگان تقویت می شود
با تو...
جویبار رحمت و ایثار پر شورتر می گردد
با تو...
این مهرورزی است که بر خود می بالد...

رامهرمز

بافت سنتی و جامعه مذهبی رامهرمز، از مردمانش انسان هایی مهرورز و خداجو ساخته و منشاء خدمات خیر، فعالیت های بشردوستانه و مجمعی برای نیکوکاران نیک آیین کرده است. از همین روی برنامه های حوزه داوطلبان در جمعیت هلال احمر شهرستان رامهرمز، رنگ و لعابی دیگرگونه داشته و یکی از گل های سرسبد در جمعیت هلال احمر خوزستان به شمار می رود. با وجود کارکنان خدوم و تلاشگر، در کنار فعالیت های داوطلبی می بایست از برنامه های آموزشی، کارها و عملیات های امدادی ویژه و همچنین فعالیت های فرهنگی و تربیتی در حوزه جوانان سخن به میان آورد که اعضای هلال احمر رامهرمز در این عرصه ها نیز خوش درخشیده اند. یادداشت زیر در مورد خلاصه ای از فعالیت های این جمعیت و به منظور درج در پیام هلال به رشته تحریر درآمده است.

متن کامل یادداشت را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

گفتگو با آقای کاظم یلالی امدادگر نمونه سوسنگردی

اشاره: یکی از اعیاد اصلی عرب ها که حضور در آن ردخور ندارد، عید سعید فطر است. یعنی هرجای دنیا که باشند، برای گذران این عید، خودشان را به شهر و وطنشان می رسانند تا در کنار خانواده و اقوامشان این عید را گرامی بدارند و خوش باشند. اما مردِ داستان ما آنقدر به امدادگری تعلق خاطر دارد که پس از زلزله آذربایجان و دو روز مانده به عید فطر، با تیم اعزامی استان به مناطق زلزله زده رفت و نماز عید را در کنار کسانی به جا آورد که دچار حادثه شده بودند و آن روز به جای خانواده، شیرینی فطر را نه برای خود که برای زلزله زدگان اهری به ارمغان گذاشت و به گفته خودش یکی از بهترین عیدهای فطر در زندگیش رقم خورده بود.
مردِ داستان ما یعنی کاظم یلالی، یکی از چهره های مهربان، دوست داشتنی، مؤدب، متین و با پشتکار جمعیت هلال احمر سوسنگرد است که سال هاست بدون هیچ تمنایی در این نهضت خداپسندانه فعالیت می کند و تواضعش بر همگان هویداست.
گفتگوی مرا را با وی بخوانید.

متن کامل مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

آغاجاری

آغاجاری یکی از شهرهای کوچک و نفتی خوزستان است با 25000 نفر جمعیت و هلال احمر این شهر به تازگی از نمایندگی به شعبه ارتقاء یافته است. در عین حال از گذشته همواره برنامه ها و پروژه های متنوعی در این شهرستان طراحی و اجرا شده است. علیرضا پورآسترکی رییس جمعیت هلال احمر آغاجاری با چند سال سابقه مدیریتی در شعب مختلف، یکی از کسانی است که ارتباط مستمر و دوستانه اش با اعضاء، همشه زبانزد بوده است و از مدیران دوست داشتنی هلال احمر خوزستان به شمار می رود. در این یادداشت نگاهی گذرا به برخی از فعالیت های شاخص هلال احمر آغاجاری خواهیم داشت.

متن کامل یادداشت را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

ایذه

شهرستان ایذه با مساحت 3863 کیلومتر مربع در شمال شرقی خوزستان جای دارد. سرزمینی که بختیاری ها، آن را خاک بختیاری می نامند، قلمرویی است در دامنه ی رشته کوه های زاگرس با مساحت 46200 کیلومتر مربع که پوشیده از کوه های بلند، رودخانه های پر آب، دره های تنگ، دشت های حاصل خیز، جنگل های بلوط و چنار و مراتع غنی است و به همین سبب باعث شده که از لحاظ خطرپذیری از درجه بالایی برخوردار باشد. از خصوصیات مردمان این خطه همین بس که انسان هایی ساعی و سخت کوش بوده و هرکاری را به اکمال می رسانند و جمعیت هلال احمر ایذه نیز دارای چنین خصوصیاتی است که در چند ماه گذشته تا به حال سرمنشاء برکات و فعالیت های بشردوستانه و امدادی منحصر و ممتازی بوده است که گزیده ای از آن توسط بنده برای درج در پیام هلال نوشته شده و در زیر آمده است:

متن کامل یادداشت را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته